بنویس که عشق آخرم باران است
این چتر همیشه بر سرم باران است
بگذار که پاک آبرویم برود
بنویس که دوست دخترم باران است...*
*جلیل صفربیگی
خداحافظ سجاده ی نمناک، اشکهای بی وقفه ، چادر نماز عطر آگین مادر...
خداحافظ ندای مست کننده "ربنا لا تزغ..." تکرار یادهایی از یاد،عصرهای دلگیر و خاطره انگیز
خداحافظ بی صبری قبل اذان ، بوی دل انگیز نان گرم تنوری مادر بزرگ ، سفره ی رنگین افطار
خداحافظ جرعه های پیاپی آب ، طعم شیرین خرما ، آش نذری همسایه
خداحافظ ضجه ساعت ، خواب آلودگی پیش سحری ، صدای غافلگیر کننده موذن
خداحافظ لبهای ترک خورده از زمزمه "الهی العفوا..." ، بی خوابیهای هماره
خداحافظ ماه عروج مولود کعبه ، امام فرق شکافته ، شبگرد کوچه های کوفه
خداحافظ لیـلة القدر ، شب برتر از هزاران ماه ، شب پاکی و تذکیه
خداحافظ ماه ضیافت ، ماه نزول قران ، ماه خدا...
