تبليغاتX
نبـود
دوشنبه سی ام مهر 1386
کی میرسد باران...؟
  باران

 

بنویس که عشق آخرم باران است
این چتر همیشه بر سرم باران است
بگذار که پاک آبرویم برود
بنویس که دوست دخترم باران است...*

*جلیل صفربیگی

 

+ 6:10 AM – نبشته‌ي ميم
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
نیامده رفتی؟

                            سجاده 

 

خداحافظ سجاده ی نمناک، اشکهای بی وقفه ، چادر نماز عطر آگین مادر...

خداحافظ ندای مست کننده "ربنا لا تزغ..." تکرار یادهایی از یاد،عصرهای دلگیر و خاطره انگیز

خداحافظ بی صبری قبل اذان ، بوی دل انگیز نان گرم تنوری مادر بزرگ ، سفره ی رنگین افطار

خداحافظ جرعه های پیاپی آب ، طعم شیرین خرما ، آش نذری همسایه

خداحافظ ضجه ساعت ، خواب آلودگی پیش سحری ، صدای غافلگیر کننده موذن

خداحافظ لبهای ترک خورده از زمزمه "الهی العفوا..." ، بی خوابیهای هماره

خداحافظ ماه عروج مولود کعبه ، امام فرق شکافته ، شبگرد کوچه های کوفه

خداحافظ لیـلة القدر ، شب برتر از هزاران ماه ، شب پاکی و تذکیه

خداحافظ ماه ضیافت ، ماه نزول قران ، ماه خدا...

 

+ 3:14 PM – نبشته‌ي ميم